آبادان یا عَبّادان مرکز شهرستان آبادان، در جنوب غربی ایران و در استان خوزستان واقع است. پس از اهواز این شهر مهمترین شهر خوزستان است. این شهر همچنین دارای فرودگاه و بندر است و به دلیل داشتن پالایشگاه نفت و راهبردی بودن و هممرزی با کشور عراق، از زمان جنگ جهانی دوم یکی از مهمترین شهرهای خاورمیانه و ایران بودهاست. یکی از بزرگترین پالایشگاههای نفت جهان (پالایشگاه نفت آبادان) در این شهر قرار دارد. نفت از اغلب مناطق خوزستان با لوله به این شهر میرسد و پس از تصفیه به کلیه جهان صادر میشود. نزدیکترین شهر به آبادان، خرمشهر است که حدود 15 کیلومتر با این شهر فاصله دارد.
آبادان تا سال 1355 خورشیدی از نظر جمعیت شهر اول استان خوزستان بود و پس از آن سال جای خود را در رتبه اول به اهواز داد
موقعیت جغرافیایی این شهر در طول 48 درجه و 17 دقیقه و عرض جغرافیایی 30 درجه و 20 دقیقه و با بلندای 3 متر از سطح دریا و با پهناوری 2796 کیلومتر مربع است. حدود آبادان از شمال به شادگان، از شرق و جنوب به خلیج فارس از جنوب غربی و غرب به کشور عراق که حد فاصل مرز طبیعی را رودخانه اروند تشکیل میدهد و از شمال غربی به خرمشهر محدود میگردد.
بر اساس نوشتههای مورخان و جغرافیدانان، آبادان روزگاری از لحاظ کشتیرانی و سیاحت، اعتباری داشتهاست. به نوشته? ابن بطوطه این شهر در زمینی شورهزار قرار داشته، بارندگی در آن کم و کشاورزی در آن رونقی نداشتهاست. نویسنده حدود العالم آنرا شهرکی کوچک و آباد بر کرانه دریا دانستهاست. او میگوید:
همه حصیرهای عَبّادانی و حصیرهای سامانی از آنجا خیزد و نمک بصره و واسط از آنجاست
انصاری دمشقی از آبادان به عنوان «آخرین ده بر کناره دریا»، ابن بطوطه به عنوان «قریهای بزرگ» و ابن حوقل به عنوان «قلعه کوچک آبادی بر کناره دریا» یاد میکند. برخی پیشینیان، بنای آنرا به اردشیر نسبت دادهاند.
شهرت آبادان در سدههای نخست هجری، بیشتر مربوط به کاروانسراها، خانقاهها، و مساجد و نیز به خاطر وجود مقبرهای منسوب به خضر و الیاس بودهاست. این مقبره همچنان وجود دارد و به همین علت، آبادان را تا مدتها جزیرةالخضر میگفتند. آبادان به تدریج از سدههای 7 و 8 رو به ویرانی رفته و به دلیل پیشروی کرانهاش در دریا، اهمیت بازرگانی خود را نیز از دست داد.[13]
همچنین باید دانست که عبادان از ولایات تابعه بصره به شمار میآمدهاست.[14] البته راه «بصره ـ عَبّادان» به طور جزئی، چنین بود که از بصره تا ابلّه، دو برید (پیک)، سپس تا «بیان» [15] یک مرحله، و بعد تا عبادان یک مرحله دیگر راه بود
در سال 1342 انستیتو نفت فرانسه از طریق سازمان برنامه و بودجه مامور شد تا مکان یابی ایجاد صنایع پتروشیمی در ایران را بررسی کند . و با توجه به نزدیکی آبادان به میادین نفتی و همجین وجود خط لوله های نفت از قبل احداث شده برای پالایشگاه آبادان و دسترسی به منابع آب شیرین دائمی بدلیل مجاورت آبادان با رودخانه اروند رود این مطالعات منجر انتخاب شهر آبادان و به تاسیس شرکت سهامی پتروشیمی آبادان با مشارکت 74 % سهم شرکت ملی پتروشیمی و 26% سهم شرکت ب اف گودریج آمریکا گردید . و در سال 1346 به دلیل اینکه در داخل کشور هیچگونه تجربه ساخت مجمتع های پتروشیمی وجود نداشت عملیات ساختمانی مجتمع توسط شرکت لاماس آمریکا آغاز و تنها دو سال بعد در سال1348 رسما به بهره برداری رسید .
یکی از مهمترین حوادث سال 57 که باعث خشمگین کردن مردم و سرعت بخشیدن به انقلاب 57 شد، بهآتشکشیدن سینما رکس آبادان بود. علت خشمگینی مردم، نسبت دادن این فاجعه به عوامل حکومت پهلوی بود.[23][24] در حدود ساعت 21:45 شب بیست و هشتم مرداد، 337 نفر از کسانی که به تماشای فیلم گوزنها در آخرین سانس به سینما رفته بودند در آتش سوختند.[25] تعداد کشتهشدگان بعداً به بیش از 400 نفر افزایش یافت
آبادان در زمان جنگ، آماج تهاجمهای هوایی و زمینی ارتش عراق قرار گرفت و خسارات جانی و مالی فراوانی به آن وارد شد. این جنگ، پالایشگاه، تاسیسات نفتی، بندرگاهها، فرودگاه و دیگر مراکز صنعتی و اقتصادی، شبکه آبرسانی، تاسیسات برق و نیز به ساختماها، آسیب فراوانی رساند و موجب کاهش جمعیت شهر شد. تولید نفت پایین آمد و فعالیتهای اقتصادی راکد شدند. بر اثر فروریختن انواع مواد آتشزا و مخرب و نیز به دلیل بیآبی، بخش مهمی از فضای سبز از بین رفت و این اتفاق، برای شهری مثل آبادان که آب و هوایی گرم دارد، بسیار زیانبار بود. افزون بر این، استفاده عراق از سلاحهای شیمیایی، فضای شهر را دچار آلودگیهایی کرد که در راندن مردم از شهر، تاثیر بسزایی داشت.[27] آبادان پس از عملیات ثامنالائمه و در سال 1360 از محاصره آزاد شد.