
اماما ! روز پیروزی چه زیبا خنده میکردی/ نگاهت سخت زخمی بود امّا خنده میکردی/ تو در قابی به خون آلوده ... بر دستی پر از پینه/ نیفتد تا مگر امّید از پا ، خنده می کردی !/ تو را یادش بخیر آنروز وقتی آمدی دیدم/ لبانت بوی گل می داد گویا خنده می کردی !/ خیابان در خیابان موج میزد سیل جمعیّت/ تو هم ای مهربان اینجا و آنجا خنده می کردی/ تو ای روح خدا همصحبت آئینهها بودی / که آتش در دل شب می زدی تا خنده می کر

ما به عنوان یک مسلمان شیعی، به خوبی به جایگاه حاکمیّت در دین اسلام آگاهیم. روایات فراوانی را از ائمه اطهار علیهمالسلام در این باب دیده و شنیدهایم حتی میدانیم حضرت محمّـــد صلیالله علیه و آله در همان سرآغازِ ورود به مدینه، حکومت دینی تشکیل دادند و پس از آن نیز حضرت علی علیهالسلام در زمان خلافتشان، آن را دنبال نمودند تا آنجا که در زمان خلفاء سه گانه نیز، حضرت امیرالمؤمنین علی علیهالسلام با تشکیلاتی که به ظاهر حکومت دینی نامیده میشد همراهی و همکاری نمودند. میدانیم که اجراء بسیاری از دست

در کشور ما همه ساله راهپیمایی های مختلفی انجام می شود که یکی از مهمترین آنها، که نشان دهنده ی پایبندی مردم به همان شعارهای اصیل انقلابست، راهپیمایی 22 بهمن است. راهپیمایی 22 بهمن از آن لحاظ که به نوعی جشن ملی و آزادی کشور نیز تلقی می شود، مانند جشن ملی تمام کشورها حائز اهمیت خاصی است، به نوعی که اگر قرار باشد سران سایر کشورها یک جشن را به سران کشور ما تبریک بگویند همین 22 بهمن است. 22 بهمن برای دشمنان ما نیز روز بسیار حساس و مهمی است، دشمنان ایران اسلامی همواره با فشارهایی که به کشور وارد کرد

اینجا که گل اسیر تماشا نمیشود/ دیوار ، مثل آینه حاشا نمیشود !/ اینگونه شمع را در آغوش خود مگیر/ « پروانه » اینچنین بی پروا نمیشود !!/ من مانده ام از اینکه چرا هرچه میکنم/ این بغض لعنتی گره اش وا نمیشود/ اشکال از من است ببخشید دردتان/ در چارچوب سینه من جا نمیشود/ این درد نیست ، این چیز تلخ دیگریست/ درد اینهمه که طاقت فرسا نمیشود/ ای آسمان آبی ! من قول می دهم/ این بچه کرم ، روزی پروانه میشود !!!/ گاهی خیال میکنم از عشق دم زدن تنها به حرف میشود ، ام

متاسفانه دیده ایم در بین متدینین یک خرافه ای رواج دارد به نام عیدالزهرا یا عمرکشون.. این کار نه تنها باعث وهن تشیع می شود بلکه فاصله برادران مسلمان را از هم بیش از پیش می کند. و از سوی دیگر هیچ فائده و دست آوردی برای تشیع نیز ندارد. برادران مسلمان که اینک و در این گذر تاریخی بیش از همیشه به هم نیاز دارند این عمل شنیع گرچه بظاهر مخفیانه و بدور از چشم ها برگزار می شود باعث برهم زدن وحدت و از بین بردن دست آوردهای اسلام ائمه و انقلاب است.. و لا تسبوا الذین یدعون من دون الله فیسبوا الله عدوا

دست کرد تو جیبش و چندتا از همان شکلات های تکراری در آورد، انگار همه منتظر این شکلات ها بودند، گاهی شک می کردم او را بیشتر دوست دارم ان شکلات ها را... لبخندش نا خودآگاه لبخند را روی لبت می آورد، چهرش دل نشین بود ولی نمی دانم چه چیزی تو چشمتنش بود که گاهی شرم می کردم با چشم در چشم شوم. لهجه اش باعث می شد گاهی حرف هایش را نفهمم اما این هم برای من شیرین بود یک طوری شده بود برنامه روزانه من که نیم ساعت قبل از نماز می رفتم مسجد تا او راببینم نمی دانم دل او هم برای من تنگ می شد. یک پای ثابت

امام خمینی (ره) : " ما ذلت را نخواهیم پذیرفت براى خاطر اینکه یک رابطه با یک ابرقدرت داشته باشیم. شرافتى نیست رابطه داشتن با امثال امریکا. دولت امریکا یک شرافت انسانى مع الأسف الآن ندارد که ما بخواهیم به واسطه آن شرافت انسانى اش با آن رابطه داشته باشیم ، ما هر گز نمى خواهیم که رابطه با اینها داشته باشیم . نه با اینها، نه با هر کس که بخواهد تحمیل به ما بکند. " دولت ایالات متحده آمریکا در آغاز دور جدید فعالیتهای دولت منتخب ، این بارهم به سراغ یک نسخه قدیمی و نخ نما رفته است ... نسخه ای که ب

چه روزگار روی خوشی نشانم داد عجب آرزوی خوشی به کامم داد چه روزگار مهربان شده بود دستی گرم به دستِ دست هایم داد دمت گرم روزگارچه خوب شیرین دهانم کردی عجب ذوقی به چشم هایم نشاندی چه خوش تا کردی روزگار دمت گرم چه صبح روشنی دیدم به چشم چه آفتاب ملایمی به قلبم نشست عجب آسمانِ ماهی بر زمین آمد چه فرشته ای به چشم های لرزانم زل زد چه جشنی روی گلدسته های نگاهت به پا بود چه هلهله ای زیر بال کبوتر ها بود دمت گرم روزگار دمت گرم عجب هدیه ای نصیبم کردی چه آواز خوشی زیر گوشم خواندی ....عجیب بود برای

مسک به قرآن و عترت، در همه ادوار و زمان ها، مهم ترین، بلکه تنها راه تقویت و حافظ عقاید و باور های دینی و مذهبی است. لذا در حدیثی که شیعه و سنی آن را از پیامبر نقل کرده اند حضرت فرمود: «انّی تارک فیکم الثقلین کتاب الله و عترتی اهل بیتی ما اِن تمسکتم بهما لن تضلّوا بعدی ابداً».من دو چیز گرانبها یعنی کتاب خدا و عترت خود را میان شما به یادگار گذاشتهام، اگر به آن دو تمسک نمایید، هرگز بعد از من دچار گمراهی نمیشوید.

خوشبخت کسی که فوت شد بی خور شد/ با خاک دهان و معده ی او پر شد/ در عهد هدفمندی یارانه نبود/ تا در نگرد که نان وی آجر شد/ *** گفتم که هدفمند شود یارانه/ با یکصدم حقم خرم رایانه/ افسوس که بهر قرص نانی در ماه/ با یارانه من و تو را یارا نه/ *** زان روز که یارانه هدفمند شده ست در کام دلم چو شوکران قند شده ست

بین خواب و بیداریهای اول صبح، پیامک دوستم، خواب را از چشمانم پراند: «1دلار 3700 تومنه فدای سرت، سکه یک و نیم میلیون تومنه، به درک! پراید 18 میلیونه به جهنم! نون نداریم بخوریم به اسفل السافلین! اینا رو ول کن...

دالت معیار و ملاک آزادی قرار می گیرد واین که در اسلام عزیز و قرآن کریم از لفظ حریت وآزادی کمتر استفاده شده و بیشتر تکیه وتکرار قسط و عدل به چشم می خورد از همین روست که آزادی خود زیر مجموعه وشاخه ای از عدالت است. واگر عدالت همه جانبه و کامل در ساحت فردی واجتماعی تحقق یابد خود به خود آزادی نیز در جای خود خواهد بود وسهم خود را خواهد گرفت ودر مباحث قبل گفته شد که اساس و محور امر به معروف ونهی از منکر مومنان که شعبه و پرتوی از امر به معروف خداوند متعال و برگرفته از ام

یکی از مهمترین موارد که البته ریشه موج ناخوشایند نابسامانی اخیر نیز می باشد؛ و البته برخی سعی دارند نشانی غلط افزایش نقدینگی و ... را به جای آن بنشانند، اخلال و التهاب هدفمند چندی قبل در بازار سکه و ارز بود که می توان آن را یک کودتای برنامه ریزی شده اقتصادی دانست که البته نافرجام ماند اما آثار و تبعات آن کودتا، هنوز اقتصاد و بازار کشور را درگیر خود کرده است.

اما اکنون در کجا قرار داریم ؟ ما د رحال حاضر و با توجه به تحریم های بسیار زیادی که بر علیه ما اعمال شده است به یک نیروگاه هسته ای رسیده ایم که افتخاری برای ایران است که این نیروگاه به وسیله متخصصان ایرانی ساخته شده است . و البته در حال حاضر متخصصان ایرانی به مرحله ای رسیده اند که بتوانند نیروگاه های هسته ای در سایر کشورها بسازند . این را من نمیگویم . ترور دانشمندان هسته ای ایران ، نشان دهنده این موضوع است که ایران در زمیسنه انر ژی هسته ای

ندیدنت دلتنگم می کند دیدنت دلتنگم می کند نباشی بغض می کنم باشی بغض می کنم بخدا این رسم دلبری نیست... نگفته بودمت کمتر لبخند بزن؟ انگار یادت رفته حالِ قلبِ من خراب است مثل قبل ترها درست کار نمی کند لبخند ملیحِ تو و قلبِ ضعیف من و.... نتیجه اش یکهو می شود ایست قلبی و... کار دستت می دهد

اینک که با خود دارمت این سان پریشانم چرا/ درمان نمی یابم مگر صد چشمه گریانم چرا/ دارم امید عافیت از طاقِ ابرویت ولی / آشفته کردی اینچنین چون زلفِ خود جانم چرا/ جانا قرارِ عالمی گر در پناهِ لطف توست/ در جانم این آشوب چیست درخویش ویرانم چرا/ شرمنده ام جانانِ من زین خودسریها وایِ من/ گر سوختن فرمانِ توست هر لحظه بارانم چرا/ باشد که از خود وارهم اوآنچه خواهدآن شوم/ در بارگاهِ معرفت دربندِ عصیانم چرا /

انقلاب یعنی: شکفتن شکوفه جان بر یخهای زمستان بیجان! انقلاب ثمره منقلب شدن است. لحظهای نیست. انفجاری نیست. تدریجی است. سرچشمه دارد. عمق دارد. اساس دارد. ریشه دارد. ریشههای انقلاب در اندیشه والاست. این انقلاب روغن جان بود که زلال ارض مقدس ایمان بر آب و گل دل میچکید و از زمزم آن کوثر پر برکت حکمت و معرفت جوشید. در دل بود و از دل بود، لاجرم بر دل نشست. اگر دل نبود دلیل هم نبود برای دل دادن در راه آن. جوان، پیر، کودک، زن، مرد، بیسواد، با سواد، کرد،ترک، فارس، لر، عرب و.... همه یک شعار دادند: ا

همزمان با گسترش فن آوریهای ارتباطی و نزدیک شدن موضع گیری های مردم سراسر دنیا به واسطه خبر پراکنی ها و خبر سازی ها ، کشورهای مدعی قدرت طلبی از جمله آمریکا ، دست به کار شدند و با تعریف دیپلماسی عمومی (که البته بیشتر به رد گم کردن شبیه است) و صرف هزینه های هنگفت بتوانند ، سریع و ایمن و به طور دلخواه بر افکار عمومی دینا اثر مورد نظر خود را بگذارند ... در واقع از یک سو ، برنامه های خود را در سراسر دنیا موجه نشان دهد و از سوی دیگر بتواند تایید نیروه

قبل از انقلاب، کشور ایران در مسائل جهان، حتّى در مسائل منطقه، هیچ تأثیرى نداشت؛ یک کشور تحقیر شدهاى بود؛ هیچگونه تأثیرى در مسائل نمیتوانست بگذارد. بعد از انقلاب، عزت و عظمت این ملت در چشم ملتهاى جهان، تأثیرش در قضایاى منطقه، دشمنان را مبهوت کرده؛ دشمنان به اقرار و اعتراف وادار شدند. امروز شما نگاه کنید؛ توى این سایتهائى که خبرهاى خارجى را مىآورند، دائم از نفوذ ایران، از تسلط ایران، از حضور ایران

همه ی ما از خیابان زندگی عبور می کنیم. در خیابان زندگی زشت و زیبا های فراوانی وجود دارد. برخی از مردم فقط متمرکز در نداشته ها و زشتی های زندگی می شوند، و مدام به آن فکر می کنند! هر جا می نشینند از کمبودها می گویند و اظهار گلایه و شکایت می کنند. چنین افرادی آرامش و سکون ندارند و محصول همنشینی با این افراد هم چیزی جز ناامیدی و یأس نیست. برخی دیگر به جای تمرکز در نداشتهها، میگردند و از دل مشکلات و تاریکیها، نقطهی روشن و امید بخشی پیدا میکنند و افکار خود را مشغول آن میکنند. بودهای و ز